درباره ما

وقتی آهن، سبز شد و قلبش تپید
بسیاری فکر میکنند داستان یک کارخانه فولاد سازی، داستان سنگ است و آتش و آهن. داستانِ کورههای بلند و ماشینهای غولپیکر. اما داستان جهان فولاد، چیز دیگری است.
بیش از فولاد؛ ما آینده را ذوب میکنیم تا امید بسازیم
دهه 80 بود. زمانی که ما به دشتهای پهناور سیرجان و منطقه گل گهر نگاه میکردیم، چیزی فراتر از خاک و سنگ میدیدیم. ما سرزمینی را میدیدیم که پتانسیل خروشیدن داشت، اما ساکت بود. جوانانی را میدیدیم که با وجود استعداد، چمدانهایشان را برای رفتن میبستند، چون “کار” کیمیای کمیابی شده بود.
در آن روزها، یک سوال بزرگ ذهن بسیاری را مشغول کرده بود:
چرا باید منابع ارزشمند این خاک به صورت خام از اینجا خارج شود و ارزش افزودهاش نصیب دیگران گردد؟ چرا زنجیرهای نسازیم که همینجا، از دل سنگ، آبادی بیرون بکشد؟
آن لحظه، نطفهی جهان فولاد سیرجان بسته شد. نه برای اینکه فقط یک کارخانه باشیم، بلکه برای اینکه یک “جریان زندگی” باشیم.
سال 1401: فصل بیداری
تقویم به اواخر سال 1401 رسید. آن سال برای ما فقط یک عدد نبود؛ آغاز یک “رنسانس” بود. تفکری تازه بر مسند مدیریت نشست که باور داشت: «تولیدِ صرف کافی نیست، ما باید “خلق ارزش” کنیم.»
در آن سال، ما تصمیم گرفتیم پوستاندازی کنیم. تصمیم گرفتیم از یک “بنگاه اقتصادی” به یک “سازمان متعالی” تبدیل شویم.
تکمیلِ پازلهای ناتمام
با این نگاه جدید، سکوتِ پروژههای در دست اجرا شکست. صدای کوبنده ساختوساز، موسیقیِ متنِ روزهای ما شد. ما کمر همت بستیم تا اشتغال پایدار ایجاد کنیم. پروژهها، یکی پس از دیگری افتتاح شدند و به مدار تولید پیوستند. هر روبانی که قیچی میشد، فقط افتتاح یک واحد صنعتی نبود؛ امضای تعهد ما پایِ وعدههایمان بود.
آشتیِ صنعت با زندگی
اما بزرگترین تحول، در نگاه ما به آسمان رخ داد. ما عهد بستیم که ساختنِ زمین، نباید به قیمتِ ویرانیِ آسمان تمام شود.
ما مسیر دشواری را طی کردیم تا ناممان را با افتخار از “لیست صنایع آلاینده” پاک کنیم و به جای آن، نشان پرافتخار “فولاد سبز” را بر سینه بزنیم.
- سیستمهای پایش آنلاین را مستقر کردیم تا شفاف و بیپرده، عملکرد زیست محیطی مان را به قضاوت بگذاریم.
- با احداث تصفیهخانههای پیشرفته فاضلاب، قطرهقطره آب را به چرخه حیات بازگرداندیم.
و در اقدامی که شاید از یک صنعت سخت بعید به نظر میرسید، چتر حمایتمان را بر سر گونه در خطر انقراض هوبره گشودیم تا بگوییم: ما برای بقای همه ساکنان این زیستبوم تلاش میکنیم.
تعالی و کرامت انسانی
امروز که اینجا ایستادهایم، ویترین افتخارات ما پر است از گواهینامههای ایزو و تقدیرنامههای تعالی سازمانی. اما افتخار واقعی ما این کاغذها نیستند.
افتخار ما، اشتغال پایداری است که ایجاد کردهایم. ما باور داریم مسئولیت اجتماعی یعنی اینکه هزاران نفر از همکاران ما، شب را با آرامشِ ناشی از امنیت شغلی سر بر بالین بگذارند. هر شغلی که در جهان فولاد حفظ و ایجاد شد، نوری بود در دل یک خانواده و سدی در برابر آسیبهای اجتماعی.
داستان ادامه دارد…
جهان فولاد امروز دیگر فقط یک کارخانه نیست؛ نمادی است از اینکه چگونه میتوان سختترین فلز جهان را با لطیفترین مسئولیتهای انسانی و محیطزیستی درهم آمیخت. ما ثابت کردیم که میتوان هم چرخ صنعت را چرخاند، هم آسمان را آبی نگه داشت و هم امید را در دلها زنده کرد.
ما آهن را نرم کردیم تا زندگی بسازیم.